حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

متن مرتبط با «درد دل» در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند نوشته شده است

دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    دلم برای دو چیز خیلیییی تنگهیکی گریه کردنیکی خداخیلی وقته گریه ام نمیاد..دل سیر بشینم گریه کنم خیلییییی وقته ... دیگه یادم نمیاد آخرین بار کی بوده..شاید پارسال با پیارسال...xa0و خدا ،دلم براش تنگه.برای دوست داشتنش،برای حرف زدن باهاش..برای خلوت باهاش...دلم برات تنگه خدام......

    ادامه مطلب
  • دردیست غیر مردن

  • نیلوبلاگ

    روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینمپارسال این موقع ها تو شادترین وضعیتم بودمو امسال این روزها تو غمگین ترین.هیچوقت این اندازه افسرده نبودم.همیشه حتی یه ذره امید رویا ارزو بوده xa0که دلیل شادیم باش...

    ادامه مطلب
  • شرح حال دل

  • نیلوبلاگ

    دلم تنگ شده.این روزا زندگی رو گم کردم انگار... و درونم چه تهی ست! از آرزو از امید از... میدونی ...نمیدونم،چیشد یهو که اینطوری شد...خیلی بیشتر از روزای خوشیم تاوان دادما خدا!! استاد درس روانشناسی میگفت...

    ادامه مطلب
  • ای در. دلم نشسته از تو کجا گریزم؟

  • نیلوبلاگ

    حالم مثله حدال اون اهو ای هست که شیری دنبالش کرده تو یه بیشه اهو میدوه میدوه شیر. بدنبالش اهو کم میاره پناه میبره..به همون شیرxa0 پناه مژیبره چون غیر. اون کسی xa0نیستxa0 فرار میکردم از خدا حالم بده خیلی بد خیلی بد. ..تو این حال خرابی جز خدا پناهی ندارم.. وقتی از خودش با ادماش xa0پناه میبرم و پناهگاهی پیدا نمیکنم وقتی xa0روسیاه با حال خراب باز به سمت خودش برمیگردم ..این حال xa0زار. خراب شرم الود قابل توصیف نیست... اما ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ؟؟؟؟ خدایا از خشم تو از نامهربانی تو به که پناه...

    ادامه مطلب
  • وا دل من

  • نیلوبلاگ

    دوست دارم یه روز سرد پاییزی رو نیمکت کنار پارک و زیر انبوه شاخه های درخت بید مجنون بشینم تنها و فکرکنم.. فقط فکر کنم راجع به آیندم..امروزم خودم خیلی چیزا گمم تو این روزا...توی این شبای تنهایی دانشجو.. امروز سحر برگشتنی از دانشگاه میگف دانشجو هم شدیم تیپنون مثله دانشجو ها نشد و من فکر کردم دانشجو ! چیزی که یادم میاد یه دختره با مقنعه ای که از نصف سرش شروع میشه و لبای ماتیک زده و مانتو تنگ و کوتاه! من هنووز نتونستم مقنعمو تا نصف سرم عقب بکشم و رژ آنچنانی بزنم و .. هنوز که میگم ..یعنی.شاید بعدا تون...

    ادامه مطلب
  • درد دل

  • نیلوبلاگ

    به یکی احتیاج دارم بیدارم کنه محکم بزنه تو گوشم بگه بیدار شو ازین خیال خوش باطل چندین ساله..الان دارم نگاه میکنم من کجا رویاهام کجا ! چقدر عقب موندم از قافله.. و حالا...خدا اگه زیاد بهم بخواد حال بده قول میده همچی خوب بشه اما من نمیخوام حتی حتی اگه در اینده صاحب درخشان ترین روزگار بشم نمیخوام.فقط میخوام تموم شه این عذاب لایتناهی...جونم به لب رسید.. به زبر صفر رسیدم البته خیلی وقته.. دست خودم نیست میبینم مردم دارن منم میخوام اما نمیشه..باید برای بدستاوردنش بجنگم اما روحیشو ندارم چنگ وپنجشو ندارم....

    ادامه مطلب
  • آخه دل من. .

  • نیلوبلاگ

    حرف از تنهایی که میشه همه پشتتن اما وقت تنهایی که میرسه راحت تنهات میزارن.. شب اول اصلا نتونستم تو خوابگاه بخوابم گریه کردم اهنگ گوش دادم ایه الکرسی خوندم اما خوابم نبرد و تا صبح عذاب کشیدم.. صبح ساعت 8و نیم اولین کلاس بود.حوصله تعریف کردنشو ندارم فقط همینکه بعد کلاس رفتم ترمینال و بلیت شهرستانمو گرفتم.تو راه کلی فکرکردم گفتم بگم این رشته اینده شغلی نداره و فقط خرج بیخودیه بیام پیام نور شهر خودم.تا اتوبوس برسه من مردمو زنده شدم اصلا رغبتی به تحمل رنج دوری و وضعیت اسفناک خوابگاه ندارم...نمیخوام ا...

    ادامه مطلب