پناه مژیبره چون غیر. اون کسی نیست
فرار میکردم از خدا حالم بده خیلی بد خیلی بد. ..تو این حال خرابی جز خدا پناهی ندارم..
وقتی از خودش با ادماش پناه میبرم و پناهگاهی پیدا نمیکنم وقتی روسیاه با حال خراب باز به سمت خودش برمیگردم ..این حال زار. خراب شرم الود قابل توصیف نیست...
اما ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ؟؟؟؟
خدایا از خشم تو از نامهربانی تو به که پناه ببرم؟اشکدال ندارد بسوزانم هردم هر لحظه اما رهایم نکن...
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100