صبح بعد یک دوش آب گرم انرژی و حال مثبت خوبی پیدا کردم به دوست دوران دبیرستانم الهام پیام دادم تا قرار بزاریم همو ببینیم اونم دانشجوعه در رشته روانشناسی. گفتم بریم سینما اما مخالفت کرد و قرا شد بریم کافی شاپ.
یادم رفت بگم امروز بعنوان مهمان به کلاس استاد محبوبم رفتم !
قرار شد بریم کافه من تا تاحالا کافی شاپ نرفته بودم یعنی واسه خوردن بستنی با خونواده رفته بودیم اما به کافی شاپی که خاص پاتوق دختر پسرا باشه و کلاس بالا نه.
با اتوبوس به ایستگاه مورد نظر رفتم و منتظر موندم تا الهام بیاد بالاخره اومد و بعد خوش و بش بسمت کافی شاپ مذکور راهی شدیم.
یک جایی بالاشهر طبقه دوم یک ساختمون شیک و ده پونزده طبقه.گفتم آخه ما تیپمون به اینجور جاها میخوره؟ اونجا پاتوق دختر پسرای پولدار و ایناست ما دوست دانشجوی ساده ی ترم اولی رو چه به اینجا اونم واسه اولین بار
موقعی که طرف اومد سفارشارو بگیره از من پرسید چی میل دارید من زبونم گرفت و نتونستم اسم نوشیدنیو درست تلفظ کنم اخه این چه اسماییه ..خلاصه سراسر سوتی بودم من..الهامم هی عکس و سلفی میگرفت
یک گوشه دوتا دخترا با دوست پسراشون اومده بودن و راحت و قشنگ حرف میزدن و میخندیدن و خوش میگذروندن ..چیزی که من اصلا درکش نکردم! و دیدنش برام مثله تو فیلما رویایی بعید بنظر میاد.. اونطرف هم دوتا دختر سیگار میکشیدن که تیپشون بسی خفن بنظر اومد..الهام سفارشارو حساب کرد با وجود مخالفت من ولی قرار شد دفعه دیگه من حساب کنم
تجربه جالب و قشنگی بود کافی شاپ!
عکس نوشیدنی هامونو که الهام گرفت میزارم نارنجیه مال الهامه و سفید مال من;-)
![]()
ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: من و تو,پلاس,بفرمایید شام, نویسنده: بازدید: 161