بازم شوری اشکو لبهای سردم من این بازیو صد دفعه دوره دورکردم

خرید بک لینک
صبح حالم خوب بود نمیدونم یهو چم شد..چیشد که حالا سیل بی امانی از اشک روی صورتم جاریه..یعنی حدودا میدونم چیشد اما دوست ندارم بنویسم..جای کلمات با سیل اشکام خالی میکنم خودمو.آه..امان امان..

خوشا

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود به هر درش که بخوانند بیخبر نرود..

دیشب معنای این بیت حافظ رو فهمیدم خیلی اتفاقی..

و دانستم دل من هرجاییست..

که در پی هر چیز که دلخواهش باشد میرود..و اگر دست نیافتنی باشد آب دیده اش در پی آن میرود. ..

چرا اینقدر اشک میریزم؟ نمیدانم

و میدانم. .عاجزانه با اشکهایم خدارا صدا میزنم..انگار نیست..یا نمیشنود یا یا یا

عاجزانه اشک میریزم وقتی کار دیگری از دستم بر نمیاید..

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: بازم شوری اشکو لبهای سردم, نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 12:55

صفحه بندی