درباره ..

خرید بک لینک
هفته ها یکم سخت و دیر میگذرن..

موقع روشن کردن اینترنتم اولین جایی که سر میزنم وبلاگمه..به امید داشتن نظراتی چند

اما دریغ و افسوس ازین خلوت دلگیر کننده بلاگفا..

دیروز با دوتا از بچه ها که هم خوابگاهی هستیم او هم همکلاسی درباره دانشگاه و رویاهای نقش بر آب شدمان حرف زدیم..

با پریسا و سحر.

پریسا دختر بسیار زیباییه..صورتی ظریف و بانمک دارد که در اولین نگاه توجه را جلب میکند..خب بهش حسودی میکنم چون خیلی زود مورد توجه قرار میگیره و همیشه و همه جا براش جا هست

چیزی که من هیچوقت-نود درصد در زندگی تجربشو نداشتم

اون هم از سختی های خوابگاهو روزهای دانشجویی گفتو گفت میخوام برگردم شهرم اما یه جوری

میترسم مسخره شم..و سحر

سحر گفت من سازگاریم با محیط خوبه و خودشو با اهنگا و خواننده های چینی مشغول میکنه..

با وجود اینکه هرشب صدای خنده شان از اتاقشان شنیده میشود میگوید افسرده ام..

خب خندیدن زیاد هم میتونه نشان از افسردگی باشه!

استاد ادبیاتمان جوان و حدودا سی و چهار پنج سالست..میگوید ما که عاشق نشدیم والله اعلم به عشق!

متنی راجع به هجران یار میخواندو میگوید ما که نمیدونیم چجوریه!

الله اکبر! باور کردنیه؟ بنظر منکه دروغ میگه! استاد ادبیات جوان خوشتیپ بقول فاطمه هم اتاقیم شبیه آلمانی ها اهل شعر و ادب و اینا بعد عاشق نشده!!!

چند درصد قابل باوره؟!

برای فردا باید یک متن ادبی با دست خط خودمون براش ببریم تا ایشون ببینن خطمون چه ریختیه!

دیشب یک صفحه شعر مورد علاقمو نوشتم

با درد بساز چون دوای تو منم

درکس منگر که آشنای تو منم

گر کشته شوی مگو که من کشته شدم

شکرانه بده که خون بهای تو منم

هم اتاقیام گفتن هند رایتینگت قشنگه..

فاطمه گفت این عاشقانست حالا فکرمیکنه واسه اون نوشتی!

من خندیدم این شعر بیشتر عارفانست و عاشقانه..نمیشه برای معشوق زمینی نوشتش..برای خداست فقط

استاد ادییات زیاد میخنده همش یه لبخند گوشه لبشه پریسا با دقت نگاهش میکرد و به طعنه گفت چرا همش میخنده نگا کن!

میگن اونایی ک زیاد میخندن دردی در دل دارند ..ممکنه استاد ماهم درد بزرگی داشته باشه؟!!

دیشب رباعی بالا رو از مولانا با صدای علیرضا قربانی دانلود کردم..

معرکست..

استاد ادبیات هم وبلاگ داشت ولی تنها برای دوماه.اخرین نوشتش برای مهر پارسال بود.

من که نه جرات و نه روی گفتنشو دارم بگم استاد چرا دیگه وبلاگتو آپدیت نمیکنی!

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: درباره جن,درباره الی,درباره,درباره امام زمان,درباره نماز,درباره عشق,درباره مرتضی پاشایی,درباره خدا,درباره امام حسین, نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 6:22

صفحه بندی