سکوت جاده ها

خرید بک لینک
جاده های تاریک و سوت و کور شهرو از پنجره اتوبوس نظاره میکردم. یاد مردن یاد مرگ افتادم..

روزی بی هیچ نشانه دفن خواهم شد در همین غربت سرد و تاریک جاده ها..

مردن چقدر غریبانست..

میدونم اینو که من آدم ضعیفی ام..چونکه تا از روزگار سردی میبینم خسته میشم دلشکسته میشم

خب نمیشه دیگه نمیشه قرار نیست قسمتت نیست چرا زور میگی؟!

تو راضی باش به کمت .

نه نمیشه راضی نمیشم میبینی که نمیتونم چون یاغی ام پر توقع ام

میدونم تو رامم خواهی کرد کم توقع ام خواهی کرد ای روزگار سرد من :-)

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 12:28

صفحه بندی