از تو

خرید بک لینک

عجیبه

خواب ها، فال ، ناخودآگاه

تو بودی و من

تو غمگین بودی ، و تنها

من بودم که به سمتت آمدم

آغوشت گرفتم

گفتی ،تو زیبایی

و قصه ی بیشتر رابطه ها از همینجا شروع میشود

، جایی که چندلر به مانیکا گفت

تو زیباترین زن در میان تمام زن های این جمعی. :)

میدانی

میدانم

که آغاز گر من بودم...

و تو از این آغازگر خوشت آمد !

خوشت آمد فقط

نتوانستی عاشقش شوی!

او هم نتوانست ،

گناه او جذابیتش_شیطنت ذاتی اش بود....

تو در رویاهای من نخست غمگین ترین

و کم سخن ترین بودی

و خوشحال و شیرین زبان هم بودی.

آخرین رویا را یادم نیست

تو (دیوانه )بودی

اما او میخواست ( دیوانه اش ) باشی

نمیتوان دل را مجبور به چیزی کرد که دوست ندارد...!

دل راه خودش را دارد..منطق خودش

نباید اصرار کرد زور کرد و شیطنت کرد!

اما تقدیر

خوب یا بد این را رقم زد

تجربه ای که از دفتر خاطرات پاک نخواهد شد

تجربه ای تلخ و شیرین.

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: سه شنبه 26 آذر 1398 ساعت: 23:26

صفحه بندی