امروز امتحان دویدنه تربیت بدنی داشتم. وجوری دویدم که تا یه ربع بعدش سرفه میکردم و هنوزم یکم میکنم ،قلبم از حلقم میزد بیرون و خیلی اوضاع بدی بود در کلا.
اون لحظات مربی رو لعن و نفرین میکردم که چه خبره میدونه ما فعالیت نداریم چرا انقدر سخت میگیره بهمون؟!
واقعا هنوز هم میگم اینارو خیلییی سخت بود یه کلمه وحشتناک
الان خوبم و اشتهای فراوان به خوردن پیدا کردن و حال درونیمم خوبه
راستش فکر میکنم ورزش میتونه راه نجات من باشه از این افسردگی که توشم.
همیشه بعد کلاس تربیت بدنیه که شارژ میشم و حالم خوبه ! هرچند همیشه اولش میگم واای باز تربیت بدنی! ای هیت تربیت بدنی!!
مثل اغلب صبح هایی که مجبورم زود بیدار شم و به عالم و ادم بد میگم اما در صورتیکه به دلیلی غیر درس و مشق پا شده باشم حالم در طول روز عالیه !
ورزش میتونه یه معجزه باشه برام اگه برم دنبالش.
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58