تقدیمیه

خرید بک لینک
داریم اخراجیهای 1 رو میبینیم. یعنی من و خواهرم. پدرو مادر خوابند..

همچنین داشتم فکر میکردم من از صبح ها زود بیدار شدن متنفرم.بعد گفتم بهتره این باورمو تغییر بدم

چون من باید ازین به بعد صبح ها زود بیدار شم و این تفکر همیشه عذابم خواهد داد..پس بهتره جور دیگه ای راجع بهش فکر کنم.

اخراجی ها تموم شد...

فردا صبح باید بریم ثبت نام دانشگاه..نگرانم..با اینکه تو فرم نوشتم متقاضی خوابگاه هنوز خوابگاهی بهم اختصاص نگرفته و فردا نمیدونم باید چیکار کنم..

+پ.ن:نمیدونم چه حکمتی داره که هربار به خدا گله میکنم بابت رشته ای که قبول نشدم..یک نشانه میگه خوب میشه..چرا کاش حکمتشو میدونستم..

امیدوارم بتونم به اون ایده آلی که تو ذهنم تصور میکنم برسم!

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:18

صفحه بندی