دوستامون نگاه میکنم یه عده ازدواج کرده.یه عده در حال ازدواج ،بقیه هم تو یه رابطه جدی...یا هرچی..
ولی من...
گاهی فکر میکنم تا آخر عمرم قراره تنها بمونم..هیچکس سمتم نخواهد آمد و منم علاقه ای به آشنا شدن با کسی ندارم...
همیشه همین بوده...تمام این ۲۲ سال..
گاهی دلم برای خودم میسوزه...
نه که کسی رو بالاخره برای ازدواج پیدا نکنم..بلکه ترسم اینه کسی پیدا نشه از درونم باخبر باشه...
آه...
واقعا غمیگنم میکنه...
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35