نهلیسم

خرید بک لینک
داریخیرام ها

ولی نه به هیشکی زنگ میزنم نه پیش کسی میرم و نه حتی از زور گشنگی هم که شده از. تخت پایین میام

گاهی با خودم میگم یه روز دست خودتو بگیر صبح مثلا نه اینا برو پارک و کنار رودخونه که پنجاه متر. بالاتره اینجاست قدم بزن بعد برو یه کافه و یه صبونه حسابی بخور.بعدش که چی؟؟

خب.تموم شد.رفتم خوش گذشت بهم.

چقدر مسخره.متاسفانه حقیقت به همین مسخرگیه.من همونم زمانی علاقه و اعتقاد شدیدی به مطالب انگیزشی و روانشناسی داشتم.هنوز دفترایی که اون مطالبو توش نوشتم هست.حس الانم نسبت به همه اونا ت ه و ع ه!

فکرکنم به نهلیسم رسیدم!!

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:41

صفحه بندی