درباره نون

خرید بک لینک
”ن” گاهی میشینه جلوی در اتاقشون.یا دراز میکشه اونجا.گاهی هم دست به کمر اونجا وایمیسته.یا بی هدف تو سالن خابگاه راه میره.گاهی وایمیسته زل میزنه به اطراف. ادم درونگراییه.ناراحت که میشه بروز نمیده.میریزه تو خودش.نهایتش اینه نفس صدا دار میکشه و محکم میدش بیرون. قلبش مشکل داره.دلیلش عصبیه ناراحت که میشه تپش قلبش میره بالا.

من تو تمام مدتی که اشفته دیدمش مثلا نشسته جلو در،کاری که هیشکی نمیکنه تو خابگاه،بهش خندیدم که عجب جایی نشستی

هیچوقت درکش نکردم!آدم وقتی دلتنگ میشه اشفته یا حیرون میشه اینکارو میکنه.وقتی اینو فهمیدم که امروز خودم به حالش دچار. شدم.نمیتونستم بیام اتاق.بیقرار بودم.

”ن” بین بچه ها خیلی محبوبه.بااینکه ورودی ما نبوده ولی بین بچه های کلاس محبوبه.

مثل من دیر جوش بود.اوایل که تو کلاسا میدیمش ترم اول بودم.تنها بودمدلم گرفته بود.گفتم بیا اینجا.یادم نمیاد چطور. شد اصلا.اخه من هیچوقت تا حالا اونکارو نکرده بودم!!!و اونم درکمال تعجب اومد!اونم مدتها بود میدیدم تنهاست.

بعدش که به ”سین” معرفیش کردم یکم طول کشید باهاش اخت شه.الان بیشتر از من باهاش صمیمیه

خلاصه من اول کشفش کردم!دعوتش کردم،گروه شدیم.ولی خیلی زود ازش خسته شدم...قهر کردم باهاش.یکسال!

شیش ماه شد که آشتی کردیم .

امروز باز رو دنده لج تحویلشون نگرفتم.”سین” با تعارف ادامس باهام سر. صحبتو بازکرد.ولی ”ن” دلخور و مستاصل از زیر چشم نگاهم میکرد.شاید ته دلش میگفت بازهم؟!! چته تو. چقدر نامیزونی.خلاصه ازم دلخور بود!!

رابطه ام با ”ن” راحت تر. از بقیه ست.از جهاتی خیلی شبیهیم.اون خیلی مظلومه.تا به حالا واقعا هیچ رفتاری ازش ندیدم که کنایه آمیز باشه.طعنه داشته باشه.نیشدار. باشه یا به هرصورت مایه آزار باشه.خالصه.پاکه.مهربونه.و چشمای شگفت انگیزی داره.

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:41

صفحه بندی