امشب گفت از کوچکترین کارهایی که فکرمیکنی مهم نیستن اما گناهن.مثل کثیف بودن خودت،محیطتت.
امشب گریه کردم..میگفت حساب کتاب دنیا خیلی پیچیده و سنگینه..
بیشتر بمونم فقط انگار زمان بیشتر برای جهنمی بودن دارم میخرم...
کاش بشه به حرفم گوش بده..یه حقی به گردنم هست و اون خوندن ختم قران هاییه که چند ماهه موندن..اونو بخونم تموم شه بعد لذت شیرین مرگ تنها آرزومه..:)
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82