جدایی

خرید بک لینک
دیشب دلم گرفته بود خیلی،به شادی دوست دیرینم پیام دادم گفتم بیا حرف بزنیم،دلم تنگه

نبود،هفت صبح امروز پیام داده بود که اینترنتم شیش تا دوازده!

با خودم فکرکردم چقدر تغییر کرده!و خب البته طبیعی هم هست،الان بچه داره و مسولیت و ...

راستش فکرمیکنم ما الان جز دو آشنای قدیمی نیستیم که خاطرات مشترک داریم!خیلی دور شدیم از هم خیلی ...

من اوایل فکرمیکردم این دور مکانی نمیتونه انقدرام تاثیرگذار باشه..ولی کم کم..دور تر و دور تر شدیم

واقعیت این بود که فقط دوری مکانی نبود،دنیاهامون،دغدغه هامون،زندگیامون حتی تغییر کرده بود و ما ”نمیتونستیم” دیگه مثل قبل دوست بمونیم!

دیشب سری به پیج سهیل رضایی زدم،مدرس خودشناسی ،تو پیج به یه مطلب جالبی برخوردم ،نوشته بود ،کسانی که از هم جدا میشوند هرگز نمیتوانند. دوست بمانند مهمترین وظیفه پیوند میان دو نفر محافظت از خلوت یکدیگر است.

جای من دیگه تو خلوت اون نیست!جام پُر شده..و من لجوجانه دارم سعی میکنم این واقعیت رو نادیده بگیرم...

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44

صفحه بندی