دلم گرفته...باید بکوب درس بخونم وگرنه باید تابستونو بیام دانشگاه!!
دلم گرفته هوای گریه دارم...بابا بزارید ادم درسشو بخونه دیگه اه.فکروخیالای مزخرفه آشغال.
چی میخواید از جونم!!؟اه...
دوستان یکی یکی دارن مزدوج میشن واز عشق و عاشقی و دنیای اون میگن!:(
مزخرفه بنظرم کاملا مزخرف!قرار نبود قرار نبود قرار نبود.کاش سالها دیگه نگذرن،کاش زمان متوقف بشه
بغض دارم شدیدا..چشام پُره..کجا فرار کنم از این جمعِ......از این دنیای....تر
یاد اون اهنگ معروف میوفتم که میگفت درد رو زمین بدتر از همین درد تنها شدن نیست
جمعست..این روزا به مقدار زیادی گیج میزنم!نمیدونم چرا..مضحکه شدم.
نمیتونم جلو اشکامو بگیرم..کاش نفهمن..همش گند بود،از روز اولی که رو این تخت رفتم تا الان که آخراست..سخته نتونی خودتو با محیط،با واقعیتا وفق بدی..نخوای قبول کنی نتونی قبول کنی..همش دارم فرار میکنم،از همه چیز به همه چیز.
وای خدایا...میبینیم؟؟باشه.خودم کردم که لعنت برخودم.لعنت تو هم برمن.کاش منه ملعون زودتر بمیرم،مثلا بهار سال بعد.
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39