امامزاده..

خرید بک لینک
اینجا آرامگاه غریب اقا ارومیه.

جمعیت نسبتا زیادی هست من روی بلندی نزدیک ضریح نشسته ام خواهر و مادرم نماز میخوانند

صدای دعای عهد میاید..و همهمه زنان که هراز چند گاه بلند یا ابوالفضل میگویند..

مادری پسر ظاهرا معیوبش را اورده و سرو صورتش را به ضریح میمالد..پسر بیست و سه-چهارساله است و انگار...نمیدونم

عده ای به نیت براورده شدن حاجاتشان نمک پخش میکنند..

پسر بچه ای نزدیکم با موبایل مادرش بازی میکند خواهر کوچکش به مادرش غر میزند مامان داداش نمیده منم بازی کنم..اخی..

دخترک خودزنی میکند و داداشش میگوید اه دارم میسوزمااا..بالاخره گوشی را تسلیم خواهر میکند

عده ای زن به سرزنی که دارد نذری پخش میکند حمله کردند و عده هی زیاد تر میشود..مادرم گوشه ای با تعجب ملت را مینگرد

اینجا نذری پخش کردن ثواب عجیبی دارد!

بچه ی نوزاد چقدر شیرین و دلخواه است

مادرم باز دلش گرفته و به اینجا پناه اورده..از سر دل ناخوشیه به اینجا پناه آورده

درد مادرم درد محبته توجهه..چیزی که پدرم اصلا و ابدا توجهی بهش نداره

دلم برای مادرم میسوره..زنی چهل و هفت ساله تنها و بیکس..دلشکسته برای درد مادرم سالها گریه کافی نیست

آه پدرم...

مگر همه اخر هفته ها به تفریح نمی روند؟ به پارک شهربازی تفریح

در خانه ماندن پوسیدن است...پوسیدن دل..

چقدر دلم میخواست الان در فضایی سبز و روح بخش میبودیم..

عده ای گریه میکنند. زنی که دارد میرود میگوید چرا گریه میکنید درست میشه بابا..

دخترک هنوز دارد با گوشی مادرش بازی میکند

دختر جوانی به من میگوید میشه یکم جمع و جور تر شید منم بشینم؟ دعای توسل میخواند..

درست در یک قدمی ضریح هستم پر است از دستمال های سبز گره زده شده و گاها پلاستیک یا تسبیح..حتی یک قفل!

زنان طواف میکنند

همه جور تیپ ادم هستند اصلا حال و هوای گریه و دعا ندارم..

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: امامزاده قلقلی,امامزاده بیژن,امامزاده صالح,امامزاده داوود,امامزاده بی غیرت,امامزاده قاسم,امامزاده طاهر,امامزاده ابراهیم شفت,امامزاده های تهران,امامزاده علی اکبر چیذر, نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:58

صفحه بندی