خرید

خرید بک لینک
امروز حوالی ظهر طبق روال همیشه با یاداوری یک کابوس وحشتناکتر دیگر بلند شدم

این یکی کابوس اینقدر بد بود که تو خوابم نذر کردم دروغ باشه صدقه بدم...

عوارض زیاد خوابیدن همینه دیگه ...اما سه ماه ترجیه دادم به ساعت8 بلند شدن

عصر رفتیم دندون پزشکی بعدش رفتیم دکتر چشم وقت پر شده بود و برای شنبه وقت داد

مادرم گفت این خاله شادی( دوست صمیمی من ) هست با اینکه مادرم اونو فقط تو عروسی شادی دیده بود..خوب بیاد داشت..ولی من نه! مادرم برخلاف من قیافه ادما خوب یادش میمونه

خلاصه گفتیم که دوست شادی هستم و اینا گفت اخروقت بیاین یعنی نه و نیم

رفتیم دوباره بازار یه مانتو برای دانشگاهم خریدم.و کفش و مقنعه

اومدیم خونه سه ربع بعد رفتیم دوباره چشم پزشکی..

بدترین قسمت اینجا بود چون استرس وحشتناکی داشتم..

الان میفهمم واقعا خدا هرکسو به اندازه تواناییش درد میده..استرس یه بلایی سر من اورد ..

اگه سرهرچیز همینجور استرس داشتم الان نابود شده بودم..

جای خوبشم اینجا بود که گفتم شماره چشمم تغییر چندانی نکرده..هوف..تموم شد

الان باید بفکر بیست تا ایه الکرسی که نذر کردم برای خلاصب از دست استرس لعنتی ام باشم..

خدایا خیلی زیادددد شکر

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: خرید شارژ ایرانسل,خرید بلیط هواپیما,خرید شارژ همراه اول,خرید,خرید بلیط اتوبوس,خرید بلیط قطار,خرید طرح ترافیک,خرید خودرو,خرید شارژ,خرید گیفت کارت, نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:26

صفحه بندی