
دوست دارم وقتی از دانشکده میرسم به خوابگاه وقتی تنهام روی تخت هم اتاقی کنار پنجره بنشینمو آفتاب کم رمق پاییزی نوازشگرانه به صورتم بخوره و من چشماموببندمو لبخند بزنمو بگم خدایا شکرت بخاطر اینکه جوانمxa0 و در بهترین دوران زندگیم هستمxa0 باد گرمای افتاب رو از صورتم ببره و باز احساس خنکی و آرامشxa0 xa0 هییییچی هیچییی فقط سکوت نداشته ها غم ها درد ها زیادند اما میتونی بخندی! لحظه بیخیال همه چیز نفس عمیقی بکشی و بگی خدایا شکرت...
ادامه مطلب